بسمه تعالی
باسلام به حضور خوانندگان عزیز ازاینکه وقفه درنگارش ایجادشد خواهید بخشید پدرم بنام احمد نجفی درسن هشتاد سالگی دارفانی را وداع گفتند وبه دلیل تعلمات روحی وبرگذاری مراسمات درگذشت این بزرگوار نتوانستم کارنگارش را انجام دهم که امیدوارم درآینده انشاالاه جبران نمایم .روستای بم ازتوابع استان یزد شهرستان طبس گلشن وشهر عشق آباد می باشد. درگذشته نه چندان دور هفت تا هشت سال قبل جزو استان خراسان بودیم وبا تقسیمات جدید کشوری این نواحی طبس گلشن عشق آباد تا کال درونه همان رودخانه کال درونه مرز بین خراسان ویزد می باشد جزو استان یزد قرار گرفت دولت مردان با مخالفت مردم روبرو شدند ولی تا کنون این مخالفتها بی فایده بوده وهمچنان جزو استان یزد هستیم نام روستا زمان هجرت امام رضا (ع) (بن) آمده بعد اززمانی به (ون ) تغیر نام پیدا نموده دروفق نامه هایی که دراداره اوقاف شهرستان طبس موجود می باشد شخص خیری بنام حاج مرادعلی بیک یک روزبه مدت دوازده ساعت آب ازقنات روستا وقف نموده حدودا دویست تا دویست وپنجاه سال پیش بوده دراین وقف نامه حاج مرادعلی بیک ونی ذکرشده درگذشته نه چندان دور حدودا چهل تاپنجاه سال پیش که من خردسال بودم تابلو شرکت تعاونی روستا بنام دهنو ون ذکرشده بود. دهنو روستای همجواراست با جمعیت حدودا سی پنج خانوار ویکصدو سی نفرجمعیت بدلیل اینکه صحرای زراعی دوروستا با همدیگر تداخل دارند ودوروستا همه با هم فامیل هستند نام دو روستاباهم گفته می شود (دهنوون ) یا (دهنو بم ) در زمان گذشته هم مردم درگویش روزانه این روستارا به (بم) یاد می نمودند درتمام مکاتبات (بم) نوشته شده بعداز پیروزی انقلاب اسلامی وشروع جنگ تحمیلی یک شهید والامقام این روستا تقدیم نمود بنام یوسفعلی مددی فرزند درویش محمد که این شخص ازاطراف بیرجند به این روستا مهاجرت نموده بود وفردی بسیار متدین وبزرگوار بود که حدودا چهل سال پیش فوت نمود . با سیاست گذاری مسئولین وقت روستا بنام شهید بزرگوارمان یوسف آباد تغییر نام یافت .ولی تاکنون کماکان به همان نام بم شناخته می شودوبا وجود اینکه شهدا روی چشم ما جا دارند امیدوارم مسئولین شهرستان واستان باسیاست گذاری مطلوب نام اینگونه روستا ها که با مسما بوده وبا رگ وپیوند مردم عجین شده ازبین نرود وبه همان نامهای قدیم (ون ) یا(بم) نام گذاری کنند چونکه عوض نمودن نام این روستا ها مساوی با ازبین بردن فرهنگ وتما میت تعلقات خاطری که با این روستاها می باشد مثلا همین روستا که یاد آورشدم موقوفه دارد وشخص خیری یک روز آب روستارا وقف نموده بنام حاج مرادعلی بیک ونی بخاطر اینکه مسافران یا زوار امام رضا که درمسیر با دستبرد راه زنان یا بطور طبیعی ازنظر لباس کفش (پاپوش) آذوقه درتنگنا بوده اند یا اینکه پولی نداشته اند باید توسط فردی که این آب را اداره می نموده تامین مالی می شده اند تا از منطقه عبور نمایند وفرد گرسنه ای از مسافران یا زوار امام رضا (ع) درمنطقه اذیت نشود ببینید فرهنگ بالا ووالای اهالی را وساکنین روستا را که ازچه تدینی برخورداربوده اند آب ملک شان راوقف می نموده اند تادرصدی ازدرآمد آن را خرج روضه خوانی نمایند بنازم به این فرهنگ واسلامی بودن مردم درآن زمان با وجود حکومتهای جبار وقت مردم چه موقوفاتی ( چه باغیات وصالحاتی )برای خودشان باقی گذاشته اند ولی ما چه کار می کنیم به دلایل مختلف که نمی توانم بنویسم ازوفای به عهد که همین اجرای وقفنامه ها می باشد عاجزهستیم وما باید به این روستا ونام این روستا افتخار کنیم من از جایی نگران هستم که روستای همجوار به همان نام قبلی دهنو ون شناخته می شود در مکاتبات باید دهنو نوشته شود دهنوون نوشته می شود چند سالی دیگر تمام متعلقات روستا متعلق به روستایی دیگر می شود چرا باید چنین باشدچرا به اینگونه موارد مسئولین بی توجه هستند دربالا یاد آور شدم که زمان هجرت امام رضا (ع) نام روستا (بن) آمده درکتاب جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع) ازمدینه تامرو نوشته جلیل عرفان منش صفحه صدو دو چنین آمده کمی طولانی است ولی به نوشتن آن می ارزد .....راه کویر(ازیزدبه سوی خراسان)
راههایی که ازبیابان وکویر مابین فارس وخراسان به خراسان ونائین واصفهان وری وکرمان وسیستان منتهی می شد درمنابع جغرافیایی قدیم ذکرشده وماتنها به شرح مسیر راه یزد به خراسان که دربررسی مسیرعبور حضرت امام رضا (ع) موردتوجه است می پردازیم . بنا بر نقل جیهانی مسیر راه عبارت است :
1 – ازیزد تاانجیره یک منزل وبدان جا چشمه ای وحوضی ازآب باران
2 – ازانجیره تا خرانق : خرانق دهی است که درآن جا زراعت ودامداری کنند وحدود دویست خانه درآن است
3 – ازخرانق تا تل سیاه وسفید یک منزل است وآن جا هیچ کس نباشد و دو حوض است ازآب باران
4 – ازتل سیاه وسفید تاساغند یک منزل است آن جا دهی است آبادان وچشمه آب که چهارصد مرد درآن سکنی دارند
5 – ازساغند تارباط پشت بادام یک منزل است آب آن جاازچاه است ودر آن جا کاروانسرا ومنزلی است
6 – ازرباط پشت بادام تا رباط محمد یک منزل است وآن جاسی مرد باشد وایشان راچشمه آب وکشت هست
7 – ازرباط محمد تاریگ یک منزل است ودرآن جاکسی نیست چشمه آبی است ومقداردوفرسنگ ریگ است
8 – ازریگ تا مهلب یک منزل ودرآن جا کسی نیست چشمه آب وکوهی است
9 – ازمهلب تا رباط حوران یک منزل ورباط ازخشت پخته است وگچ کرده اند وسه چهارکس نگهبان آن
10 – ازرباط حوران تا چشمه رادخره یک منزل وبدان جاچشمه آب گرم است وهیچ کس نیست
11 – ازچشمه رادخره تا بشتادران یک مرحله وآن جا دهی است بزرگ بریک سوی آن طبس است ودرآن جاسیصد مرد وآب وکشت وعمارت وچهارپایان است
12 – ازبشتادران ( نویسنده بشتادران همین دلاکوک وپاشنه دران فعلی است ) تا بن یک منزل وآن جا دهی است آبادان که قزیب پانصد کس ساکن وعمارت وزراعت ومواشی دارد
این قسمت را نوشتم که باسند روستا را معرفی کرده باشم این روستا کم کم از (بن) به( ون) تعغیر نام پیدا نموده درقدیم درخت یا درختچه هایی درمنطقه می روئیده بنام ون که احتمالا به همین سبب به ون تبدیل شده وبه مرور زمان به دلایلی که برای من مشخص نیست به بم تعغیر نام پیدا نموده وگفتم بعد از پیروزی انقلاب این روستا بنام شهید والا مقاممان یوسفعلی مددی (یوسف آباد ) معرفی شد ولی تا کنون به همان نام (بم) بجز مکاتبات دولتی خوانده می شود. این روستا بیست وچهار کیلومتر تا عشق آباد صدو سی کیلومتر تا طبس گلشن فاصله دارد. ازجاده اسفالته برخورداراست . جمعیت روستا . پنجاه خانوارساکن وحدودا دویست نفرجمعیت دارد خانواده های شجاع نجفی – نجفی – رجبی - حسین زاده مقدم – حسین زاده ثانی – مددی - یوسفی پور- کرمی – الاه یاری – علیزاده – حیدری – پاکبر – جهانی – تقی زاده – مهدی زاده – مرادی - قرباندخت – میباشند. این روستا درحال حاضر به دلیل نداشتن دانش آموز فاقد مدرسه می باشد تنها دودانش آموز دارد یک دختر ویک پسر درمقطع دبستان که درروستای همجوار دهنو مشغول تحصیل میباشند ازنظر میانگین سنی افراد میانسال ومسن درروستا ساکن میباشند کلیه جوانان روستا بعد از ازدواج به دلیل نبود کار به شهرها مهاجرت میکنند وجمعیت روستا سیر نزولی دارد اکثر خانوادها بازنشسته هستند که دوران کهولت را طی میکنند وبه دلیل اینکه آب وملک دارند بعد از پایان کار وبازنشستگی به روستا برمی گردند وموقعیت روستا هم برای بازنشسته ها تقریبا مناسب میباشد . از امکانات برق – آب لوله کشی – تلفن – جاده اسفالته و گورستان مناسبی با کمترین هزینه ها جهت تدفین برخوردار میباشیم . اکثر خانمهای خانه داردوشادوش شوهران در کارکشاورزی فعال هستند یاد آور شدم که اکثر محصولات روستا سیر وزعفران میباشد محصول زعفران به دلیل حساس بودن درجمع آوری وصبر وبردباری خانمها در برداشت این محصول خیلی موثراست اکثر جوانان روستا بیکارهستند دراین میان دختر خانمها درادامه تحصیل از آقا پسرها موفق ترهستند. این روستا دارای یک قنات است که ازکوه سرچشمه می گیرد دارای حداقل نود حلقه چاه است درقسمت های بالایی عمق حفریه ها به هشتاد الی نود مترمی رسد دارای چند انشعاب است که همه فعال هستند ولی این روستا با این قنات که نیاکان ما به ودیعه گذاشتند هم ازطرف اهالی وهم ازطرف دولت مورد بی مهری قرار گرفته است وروز به روز رو به تنزل است این روستا دارای پتانسیل های مطلوبی است که همت کارشناسان عزیز ودلسوز را می طلبد تا روی آثارتاریخی وموقعیت های روستا ازنظر کشاورزی وبهینه نمودن آب قنات به روش نوین تحقیق نمایند چونکه کشاورزی روستا به طریق غرقابی است با بهترین آب وکمترین املاح وزمینهای مرغوب در گذشته دارای چند رشته قنات دیگر هم بوده که به دلایلی خشک شده ولی اکثر آثار آن مشخص است یک چشمه داردبنام چشمه جمالی ازایامی که در قسمت شرق روستا حفریه آبرسانی را حفرنمودند ومورد بهره برداری قرارگرفت آب این چشمه خشک شد وکلیه باغات که ازاین چشمه مشروب می شد خشک شدند. محصولات روستا درقدیم جو- گندم – عدس نخود – ذرت – ارزن – گاورس – پنبه – کنجد – آفتابگردان - صیفی جات – خربزه - هندوانه – خیار وسبزیجات با باغات انار- انگور انجیر – آلو- زردآلوعمده محصولات بود ولی درحال حاضر به دلیل به صرفه نبودند کلیه زمینها به کشت زعفران وسیر اختصاص یافته باکمی محصولات باغی نه این روستا بلکه کلیه روستا ها درگذشته نچندان دور ازنظر کلیه مایحتاج زندگی خودکفا بودند حتی صادرات هم داشتند ولی درحال حاضر مایحتاج لبنی - گوشتی – تخم مرغ واکثر نیازهای زندگی را به دلیل زندگی مدرن وماشینی شدن وارد مینمایند که این یکی ازدلایل مهاجرت وخالی شدن روستا ها می باشد . آب لوله کشی روستا مدت پنج الی شش سال است باکمبود روبه رو است درتابستان روزانه بجز آب حفریه که پمپ میشودبه د اخل منبع حداقل شصت هزارلیتر آب ازعشق آباد بوسیله تانکرحمل می شود. وامسال که سال 1388 می باشد حتی درهمین زمستان هم با کمبود آب روبرو هستیم روزانه یکی دو تانکر آب ازعشق آباد حمل می شود با همه کمبود ها که درروستاها احساس می شود اکثریت مردم اززندگی آرام ومطلوبی برخوردار هستندوبدوراززندگی شهری ولی نیمه روستایی وشهری زندگی می کنند.این روستا دارای آثارباستانی است که حاکی ازقدمت زیادروستا دارد چندخانه است که جزو میراث فرهنگی شده ساخت این منازل به زمان قاجاریه باز می گردد با طاق بندی های جالب وبلند متاسفانه اکثر این آثار براثر بی توجهی خراب شدند ازقدیم دارای یک مسجد است که دربافت قدیمی روستا قرار گرفته واین مسجد هم جزو میراث فرهنگی قرار گرفته دراین مناطق هر خانه یا منزلی که جزو میراث فرهنگی قرار می گیرد بزودی مخروبه وازبین می رود چونکه نه صاحب این اماکن اجازه بازسازی دارد ونه اینکه میراث فرهنگی بودجه مناسبی جهت بازسازی ونگهداری این اماکن دارد. به همین دلیل خیلی ازاین خانه ها درحال خراب شدن هستند در زمان نه چنذان دورتا حدود سنه 1345 هجری شمسی یک آسیاب آبی خوبی درروستا کار می کرد به دلیل آمدن آسیاب دیزلی وبی توجهی این آسیاب بدست فراموشی سپرده وخراب شد تنوره این آسیاب جلو خانه خوداینجانب موجود است یک تنوره دیگر از اینگونه آسیاب های آبی دربافت قدیمی روستا هست کسی ازاین آسیاب بیادنمی دهد که کارکند چونکه حداقل ممکن است قدمت آن به هزارسال قبل برگردد چ اطراف این آسیاب احتمالا براثر سیل وآب رفت خاکبرداری شده واین تنوره به ارتفاع پنج الی شش متر اززمین برآمده است وبعد ازاین سیل اطراف خانه سازی شده که قلعه قدیمی روستا اطراف همین آسیاب واقع بوده ولی خانه ها همه مخروبه شده است حدود پنجاه تا صدسال قبل به گفته نیاکان ما دفینه هایی ازطلا ودیگر فلزات اززمینهای کشاورزی بیرون می آمده که حکایت از قدمت روستا دارد به گفته یک سری افرادی که کتابهای قدیمی دارند ممکن است خانه هایی هنوز موجود باشند زیر زمین دست نخورده که احتمالا براثر زلزله مدفون شده اند با لوازم زندگی چونکه یک منطقه است که زمینهای زراعی می باشد وسوراخهایی باز می شود که اگر بیست وچهار ساعت آب قنات برود داخل پر نمی شود به کجا می رود معلوم نیست در جنوب روستا زمینهای زراعی است که به زمینهای دروازه مشهور هستند وحتما دروازه شهریا روستا بوده که به این نام باقی مانده است قبرستانی درجنوب روستا پیداشده دارای قبرهای چند طبقه است این قبرستان خیلی وسیع است واحتمال دفینه هایی دراین مناطق می دهند. روستا باد وآب وهوا مساعدی جهت کشت گلخانه ای دامداری سنتی وصنعتی ودیگر مواردداردولی تا کنون کسی اقدام ننموده گورستان فعلی روستا به شرق روستا کشیده شده درمظهر قنات چندمقبره موجود بود که یکی باقی مانده یک قبر داخل این مقبره است به پیر معروف است مردم به این قبرخیلی اعتقاد دارند ومی گویند که احتمالا ازهمراهان امام رضا (ع) یا فرد صالحی دراین قبردفن است . اشخاصی چندین دفعه خواب دیده اند که سیدی یا کسی دراین منطقه دیده اند که گفته روی این مقبره را درست کنید که من مثلا از نوادگان امامان هستم ولی لوحی یا مدرکی دال بر صحت این مدعاها موجودنیست که اجازه مرمت یا بازسازی این قبر ومقبره داده شود بسی افرادی خواسته اند که این مقبره را باسازی کنند ولی ازطرف مسئولین شهرستان ممانعت شده ولی خیلی مردم ازقدیم به این قبراعتقاددارند ومی گویند خیلی حاجت روا شده من خودم نامه به پژوهش های استان قدس رضوی نوشته ام جواب داده اند درحال بررسی هستیم واگر شناسایی شد اطلاع خواهیم دادولی تاکنون که هشت ماه می گذرد خبری نشده این روستا دارای یک رباط آجری بود اوایل انقلاب مجوز تخریب از آیت الاه شیرازی درمشهد گرفته شد وبجای رباط مهدیه روستا بنا شد این روستا بخاطر اینکه درمسیر کاروانهایی که از یزد وشیراز به مشهد می رفته اند بوده ازرونق بسزایی برخورداربوده است درکتاب جغرافیای هجرت نوشته که مردم به کشاورزی ومواشی مشغول هستند : مواشی یعنی پرورش حیوانات مثل اسب واستر وشتر این شغل مطلوبی بوده وفروش این حیوانات به کاروانهایی که نیاز داشته اند درآمد خوبی برای اهالی داشته است . راه عبورکاروانها از طبس به ده محمدوامیر آباد بعد دلاکوک پاشنه دران خط زیر آبخورگ که دارای حوض آب هم می باشد وبعد روستای بم که دارای رباط وبارانداز بوده بعد ازاین منطقه راه قدیم کاشمر (ترشیز) محلوجو – گدار لاله سندو – گود ومسافر – منطقه مالدارها بنام طاهری ها که به دامداری مشغول هستند چندطایفه می باشند بعد ازگود ومسافر رباط زنگر (یا زنگیشاه )یا (زنگیچه) وبعد منطقه کاشمر که درهمین کتاب جغرافیای هجرت همه مسیرها یاد آوری شده درکتب جغرافیا هجرت از (بن )نوشته تا زادویه یک منزل است که صددرصد زادویه همین هنویه فعلی می باشد چونکه یک راه هم از پا دامن کوه میرود به هنویه وبعد پوزه مسافر باز به همین راهی میرسد که از محلوجو وگدارلاله سندو می گذرد نوشته شده از زادویه تا رباط زنگر یک منزل است وهمین رباط آجری فعلی (زنگیچه یا زنگیشاه ) می باشد. درقسمت شرق روستا یک قسمت یا بلندی است از خاک خالص با یک نوع مخلوطی نه ریگ ونه هم اینکه کلوخ است ما درگویش محلی به این نوع مواد (سه قوچ) می گوییم دخمه هایی بنام (لون) در جنوب وغرب این بلندی حفرشده دردوطرف که احتمالا جهت مسکونی استفاده می شده وفعلا جهت دامداری مورد استفاده است . افرادباسوادی دراین روستا ساکن بوده اند بنام آخوند ملایوسف (یا بقول محلی ها آخوند ملا یوسوف ) وفامیلی حسین زاده مقدم پدرمرحوم آقای حسین حسین زاده مقدم وآقای ابراهیم حسین زاده مقدم. که این آخوندملایوسف خدمت زیادی به اهالی این روستا نموده است چونکه اکثر افراد سالخورده که باقی مانده اند تقریبا با قرآن آشنا واکثر افرادی هم که فوت شده اند قرآن خوان بوده اند مثل آقاجلال شجاع نجفی - وحاج میرعلی رجبی امثالهم – آخوندبزرگ با فامیلی یوسفی پورکه درس قرآن می داده اند چونکه اکثر افراد مسن این روستا قرآن خوان بودند وازگذشته ازمکتب خانه های قرآنی زیاد تعریف می نمودند . مردان باسواد وجنگ آزموده ای بوده اند که جهت امنیت روستا ومنطقه دربرابر دزدان واشرار خیلی مفید بوده اند بنام ملا محمد شجاع نجفی یا(ملامحمد کلاه قندی ) که هنوز هم اولاد ونوه ونتیجه های این خانواده به همین کلاه قندی معروف هستند چونکه ملا محمد کلاهی برسر می گذاشته مانند کله قند به همین سبب به کلاه قندی معروف شده . روستا دارای یک قلعه است که تا چندی قبل دارای سکنه بود ولی به دلایل مدنیت قلعه خالی شد وجهت نگهداری احشام استفاده می شود. محدوده این روستا بطوری که درثبت اسناد موجود است از حوض زیر آبخورگ تنگل لون میر احمد یارودخانه تنگل میراحمد – تنگل بنگ – تنگل آب شررون – تنگل شغالدون – تنگل ملاقاسم – تنگل گز – تنگل تاریک – تنگل چوروق – تنگل داش – تنگل سنگ مس – تنگل پلنگ کوه – تنگل خط درخت وبقیه همین رشته کوه یا سیاه کوه شرق روستا تاسر گدارهنویه – لقمه علی بخش – پشته بارانداز – سرگدارلاله سندو- قله آقارضا – کال عبید به طرف خدری وچاه کم خله شه نوک – عبید – خدری – گدارگچل پشت خدری – تیغ عقابی – چکو- گدارمدقلی – دنباله کلوت گل کن – نزدیک مادر چاه چاه کم – پشته سیاه کنار راه چاه کم به دهنوپشته مورک – وراه قدیم کاشمر به دلاکوک تا حوض زیر آبخورگ جزو محدوده بم می باشد .